قاعدهای در فقه مطرح است؛ با این عنوان که خداوند از روی لطف و تفضل، احکام حرجی، سخت و مشقت بار را از امت اسلام برداشته است. به بیان دیگر، آنچه از آیات و روایات استفاده میشود، تکلیف و اجبار به اعمالی که دارای عسر و حرج و مشقت باشد، از سوی خداوند حکیم، منتفی است. به این مسئله قاعده «نفی عسر و حرج» میگویند.
مقدمه
رابطۀ انسان با کارها اعم از انجام و یا ترک، از سه حال خارج نیست. 1. کارهایی که به آسانی قابل انجام است؛ مانند خوردن، آشامیدن و صحبتکردن. 2. کارهایی که انسان قادر به انجام آنها نیست؛ مانند پروازکردن بدون وسیله. 3. کارها و اعمالی که انسان با مشقت تمام قادر به انجام دادن آن است؛ نظیر روزهگرفتن در حال بیماری.
تعلق امر و نهی و تکلیف الاهی به قسم اول محال نبوده و از نظر عقل قبیح نخواهد بود؛ زیرا احکام تکلیفی به آن قسم از اعمال تعلق گرفته است. بر خلاف قسم دوم که تکلیف به آنها قبح عقلی دارد؛ زیرا عقلای عالم تکلیف به غیر مقدور نخواهند کرد. پس خداوندی که حکیم است به یقین چنین دستوری نخواهد داشت.[1] اما در باره قسم سوم، یعنی تکلیف و اجبار به اعمالی که دارای عسر و حرج و مشقت باشد، آنچه از ادله در این مورد استفاده میشود، منتفیبودن چنین تکلیفی است. و قاعده «نفی عسر و حرج» نیز در چنین موردی است.[2]
مفهوم عسر و حرج
واژۀ «عسر» متضاد «یسر» است و در معناى صعب، تنگ، دشوار، بدخو، مشکل، سخت و سختشدن روزگار به کار مىرود.[3] این واژه در قرآن کریم، به همین معنا است، چنان که خداوند فرموده است: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»،[4] یا «سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً».[5] بدین ترتیب، معناى عسر عبارت از صعوبت، مشقت و شدت است که در فارسى از آن به دشوارى و سختى تعبیر مىشود.
«حرج» نیز در لغت به معناى ضیق، تنگى، تنگنا، گناه و حرام است. گفتهاند حرج در اصل به معناى اجتماع و انبوهى شىء است، به گونهاى که موجب حصول تصور ضیق و تنگى میان آن اشیا شود.[6]
در قرآن نیز واژه حرج به معناى ضیق، تنگى، سختى به کار رفته است، چنان که خداوند مىفرماید: «... مٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ ...»؛[7] خداوند نمىخواهد شما را در تنگنا افکند ولى مىخواهد شما را پاکیزه گرداند.
در آیه دیگرى آمده است: «فَمَنْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلٰامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً ...».[8] و یا: «... مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...»،[9] که حرج در هر دو آیه، به معناى تنگنا و سختى است.
البته، در پارهاى آیات نیز حرج به معناى «گناه» به کار رفته است، چنان که خداوند فرموده است: «لَیْسَ عَلَى الضُّعَفٰاءِ وَ لٰا عَلَى الْمَرْضىٰ وَ لٰا عَلَى الَّذِینَ لٰا یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ ...»؛[10] بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزى براى بخشیدن (به راه و راهیان جهاد) نمىیابند چون خیرخواه خداوند و پیامبرش باشند گناهى نیست. یا: «لَیْسَ عَلَى الْأَعْمىٰ حَرَجٌ وَ لٰا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ ...»*؛[11] بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر ... گناهى نیست.[12]
دلایل قاعده نفی عسر و حرج
فقها برای قاعده نفی عسر و حرج، از آیات قرآن و روایات استفاده کردهاند. برخی از دلایل آنان موارد زیر است:
1. خداوند میفرماید: «وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ» و در دین (اسلام) کار سنگین و سختى بر شما قرار داده نشد.[13]
2. باز میفرماید: «یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْر»؛[14] خداوند براى شما آسانى مىخواهد، و برایتان دشوارى نمىخواهد.
3. پیامبر اسلام(ص) فرمود: (مؤاخذه یا تکلیف) اموری که در توان امتم نیست، برداشته شد.[15]
4. حضرتش در جایی دیگر فرمود: «...لَمْ یُرْسِلْنِی اللَّهُ تَعَالَى بِالرَّهْبَانِیَّةِ وَ لَکِنْ بَعَثَنِی بِالْحَنِیفِیَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَة...»؛[16] ... من با شریعتی آسان برانگیخته شدم.
از مجموع آیات و روایات استفاده میشود که خداوند از روی لطف و تفضل، احکام حرجی، سخت و مشقتبار را از امت اسلام برداشته است. به این مسئله قاعده نفی عسر و حرج میگویند.[17]
در پایان تذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که در دین اسلام احکام بسیاری وجود دارد که انجام آنها دشوار است؛ مانند جهاد و نبرد، گرفتن روزه در هوای گرم 50 درجۀ تابستان و... بدیهی است که این قاعده در مورد آنها اجرا نخواهد شد؛ چرا که مقتضای لطف و تفضل الاهی که برداشتن عسر و حرج بود، در این موارد همان لطف و امتنان، اقتضای عدم اجرای قاعده مذکور را دارد. به بیان روشنتر، در این موارد جریان اهم و مهم در میان خواهد بود. مصلحت جامعۀ اسلامی اقتضای جهاد و دفاع از کیان اسلام و ناموس امت اسلامی را دارد، به یقین در چنین مواردی قاعده مزبور جاری نخواهد شد. اگر با جعل حکمی کل مکلفین در عسر و حرج قرار نگیرند، بلکه عده خاصی با چنین مشکلی روبرو شوند -مثلاً وضو یا روزه بر یک یا چند نفر حرجی باشد- طبیعی است که با استناد به این قاعده وجوب از آنها برداشته میشود.
[1] «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»، بقره، 285؛ «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها»، طلاق، 7.
[2] ر. ک: مشکینی، میرزا علی، اصطلاحات الاصول و معظم ابحاثها، ص 212، الهادی، قم، چاپ ششم، 1216ق؛ ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص 277، نشر نی، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
[3] راغب اصفهانی، المفردات فى غریب القرآن، واژه «عسر».
[4] شرح، 5.
[5] طلاق، 7.
[6] المفردات فى غریب القرآن؛ واژه «حرج».
[7] مائده، 6.
[8] انعام، 125.
[9] حج، 78.
[10] توبه، 91.
[11] نور، 61.
[12] ر. ک: محقق داماد، سید مصطفى، قواعد فقه ج 2، ص 79- 111، مرکز نشر علوم اسلامى، تهران، چاپ دوازدهم، 1406 ق.
[13] حج، 78.
[14] بقره، 185.
[15] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ، 15، ص 396، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، 1409ق.
[16] کلینی، کافی، ج 5، ص 494، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش.
[17] ر. ک: فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص 278.