در کتابهای لغوی و تفسیری، برای «زفیر» از ریشهی «زفر» معانی مختلفی بیان شده است؛ مانند:
- نفس کشیدن پى در پى، به گونهای که قفسهی سینه بالا بیاید.[1]
- نالهی شدید و صدای بد، نظیر صداى الاغ هنگام شروع آن.[2]
- ناله، آه و حسرت، و گریه ممتد.[3]
- ناله و شیون با تمام وجود.[4]
این واژه در قرآن کریم سه مرتبه و در تمام موارد در ارتباط با کفار و مشرکان اهل جهنّم به کار گرفته شده است.[5]
با توجه به آنکه معانی ذکر شده تقریبا نزدیک به هم هستند، و گویا در آنها استعاره به کار رفته است، منظور از واژه «زفیر» در قرآن، آن است که اهل دوزخ نفسهاى خود را در سینه فرو برده، با بلند کردن صدا به گریه و ناله آنرا برمیگردانند، -همانگونه که خران صدای خود را بلند میکنند- و نالهی آنها از شدت حرارت آتش و بزرگی مصیبت و گرفتارى است.[6]
به تعبیر دیگر، صدای کفار در جهنم به نوعی شبیه صدای الاغ است،[7] که به تعبیر قرآن بدترین و ناهنجارترین صداها است:
«... إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ».[8]
البته شاید این تشبیه بدان جهت باشد که دست کم در زمان نزول قرآن، مردم صدایی بدتر از این صدا نشنیده بودند؛ از اینرو خداوند، فریاد دوزخیان را به زشتترین صدایی که قابل تصور بود تشبیه نمود، نه آنکه دقیقا صدای گنهکاران منطبق با صدای این حیوان باشد.
و در نهج البلاغه نیز «زفیر» به معنای صداى زبانههاى آتش جهنم آمده است: «... و ظَنُّوا أَنَّ زَفِیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِیقَهَا فِی أُصُولِ...».[9]
[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 380، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[2]. سور آبادی، ابوبکر عتیق بن محمد، تفسیر سور آبادی، تحقیق، سعیدی سیرجانی، علی اکبر، ج 2، ص 1081، تهران، فرهنگ نشر نو، چاپ اول، 1380ش؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 5، ص 296، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[3]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 296.
[4]. بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق، شحاته، عبدالله محمود، ج 2، ص 298، بیروت، دار إحیاء التراث، چاپ اول، 1423ق.
[5]. «فَأَمَّا الَّذینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ»، هود، 106؛ «لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ هُمْ فیها لا یَسْمَعُونَ»، انبیاء، 100؛ «إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفیراً»، فرقان، 12.
[6]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 22، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[7]. طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 70، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412ق.
[8]. لقمان، 19.
[9]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 304، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.