جستجوی پیشرفته
بازدید
26163
آخرین بروزرسانی: 1397/02/25
خلاصه پرسش
آیا ابوحنیفه شاگرد امام صادق(ع) بوده است؟
پرسش
آیا ابوحنیفه شاگرد امام جعفر صادق(ع) بوده است؟ اگر آری، بعضی روایات بر این مدعا را ذکر کنید.
پاسخ اجمالی
گزارشات تاریخی پراکنده‌ای حکایت از آن دارد که ابوحنیفه در مواردی از امام صادق(ع) کسب دانش کرده و با حضرتشان به گفت‌وگو نشست و در مواردی از سوی ایشان به چالش کشیده شده است؛ و این سخن ابوحنیفه که گفته: در طول عمرم  فقیه‌تر و داناتر از جعفر بن محمد صادق(ع) ندیدم، خود نشان از آن دارد که او مدت قابل توجهی با آن‌حضرت، رفت و آمد داشت و از دانش او بهره جسته و علم او را با دیگران مقایسه کرده تا به چنین نتیجه‌ای رسیده است.
پاسخ تفصیلی
زمان امامت امام صادق(ع) دوران طلایی شیعه می‌باشد، به گونه‌ای که چهار هزار نفر یا در شمار یاران حضرتشان بوده و یا از آن‌حضرت، حدیث نقل کرده‌اند.[1]
چندین گزارش تاریخی وجود دارد که «نعمان بن ثابت» معروف به «ابو حنیفه» از فقهای سرشناس اهل‌سنت نیز با حضرتشان به گفت‌وگو نشسته و از دانش ایشان بهره‌مند شده است:
1. ابوحنیفه در ارزیابی کلی خود از امام ششم(ع) و مقایسه آن‌جناب با افرادی که مدعی فقاهت بودند، چنین اظهار می‌دارد: «ما رأیت أفقه من جعفر بن محمد الصادق(ع)»[2] که نشانگر آن است که او از امام صادق(ع) کسب دانش کرده است.
2. ابن ابى لیلى همراه ابوحنیفه نزد امام صادق(ع) آمد و حضرت به ابن ابی لیلی فرمود: «همراه خود را معرفی کن! ». ابن ابی لیلی گفت: فدایت گردم! شخصى از اندیشمندان اهل کوفه به نام نعمان است! حضرت فرمود: «یعنی همان که احکام الهى را بر اساس  عقل خود قیاس می‌کند؟» گفتم: بلى! حضرت فرمود: «اى نعمان! آیا می‌دانى که خداوند متعال در سر تو چند آب قرار داده است که یکى را تلخ کرده است و یکى را شیرین و یکى شور و یکى بدمزه. چرا چنین کرده است؟» گفت: نمی‌دانم. حضرت فرمود: «هرگاه حکمت آنچه در سرت می‌گذرد را ندانى، چگونه می‌خواهی حکمت الهى در احکام را بدانی؟!» سپس فرمود: «کدام کلمه است که اول آن کفر است و آخرش ایمان؟» گفت: نمی‌دانم. ابن ابی لیلی از آن‌حضرت خواست تا پاسخ پرسش‌ها را نیز ارائه فرماید. حضرت فرمود: «پدرم از پدرانش و آنان نیز از پیامبر(ص) خبر دادند که؛ خدای تعالى چشم‌هاى فرزند آدم را بر دو پیه مقرّر کرد و آب چشم را شور گرداند تا پیه داغ و فاسد نشود و هر چیزی که در چشم داخل شود را از بین برده و یا بیرون بیاندازد. آب گوش را تلخ آفریده تا مغز سر را از جانوران حفظ کند. آب بینى را سرد آفریده است تا با تنفس سرد شده و به مغز برسد وگرنه مغز سر گداخته می‌شود. آب دهن را شیرین کرده تا لذت طعام و شراب را بفهمد و به سبب آن به گلو فرو رود. اما کلمه‌ای که اوّلش کفر است و آخرش ایمان، کلمه لا اله الا الله است».
سپس  فرمود: «ای نعمان! قیاس مکن. به درستى که پدرم از پدرانش از سید المرسلین(ص) روایت کرده است که؛ هر که چیزى از دین را تنها با سلیقه و نظر خود در معرض قیاس بگذارد، خداوند متعال او را با شیطان در جهنم وارد می‌کند؛ چون اول کسى که قیاس کرد شیطان بود که گفت: مرا از آتش خلق کرده‌ای و آدم را از گِل! و آتش ارزشمندتر از گِل است! او دقت نکرد که خدای تعالی نفس ناطقه انسانى را از نور آفریده است و برتری نور بر آتش را ندانست. پس قیاس مکن که دین الهى به رأى و قیاس دانسته نمی‌شود...».[3]
3. روزى ابوحنیفه در کنار امام صادق(ع) مشغول غذاخوردن بود، امام صادق(ع) بعد از خوردن غذا دستانش را بلند کرد و فرمود: «الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمین اللَّهُمَّ هَذَا مِنْکَ وَ مِنْ رَسُولِک‏»(ستایش ویژه پروردگار جهانیان است. خدایا! این نعمت از جانب تو و پیامبر تو است)، ابوحنیفه با شنیدن این دعا گفت: آیا براى خدا، شریک قرار می‌دهى؟! حضرت پاسخ داد: «خدای متعال در قرآن فرموده: "وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ"؛[4]  آنها(منافقان) هیچ بهانه و ایرادی نداشتند، مگر آنکه خداوند و رسولش، مؤمنان را با کرم خویش بی‌نیاز فرمود، "وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللهُ سَیُؤْتِینَا اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ"[5] و چه می‌شد اگر آنان به همان اندازه که خدا و پیامبرش برایشان در نظر گرفته بودند، راضی می‌شدند و می‌گفتند همین مقدار کافى است! و در آینده خدا و پیامبرش، از فضل خود به ما خواهند بخشید»(و تمام این موارد، با آنکه پیامبر در کنار خدا آمده، اما نشانگر شرک نیست!). ابو حنیفه گفت: به خدا سوگند! گویا این دو آیه را در قرآن نخوانده‌ام و اکنون از شما شنیدم! امام صادق(ع) فرمود: «چرا، هم خوانده‌اى و هم شنیده‌اى؛ منتهى خداوند درباره افرادی مانند تو فرموده: "أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها"[6] (یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است) و "کَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ"[7] (چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دل‌هایشان نشسته است)».[8]
4. ابوحنیفه می‌گوید: «تا کنون به دانایى جعفر بن محمد کسى را ندیده‌ام. آن‌گاه که منصور او را نزد خود خوانده، به من پیغام رساند، اى ابوحنیفه! مردم شیفته‏ جعفر بن محمد(ع) شده‌اند. پس براى او آزمون دشوارى را فراهم ساز! من هم چهل پرسش دشوار آماده کردم. سپس منصور  مرا احضار کرد و من نزدش رفتم و دیدم که جعفر بن محمد در سمت راست او نشسته بود. وقتی به او نگاه کردم، هیبت او مرا فراگرفت با آنکه با دیدن منصور عباسی هیچ تغییری در من ایجاد نشد. خلیفه اشاره کرد که بنشینم! سپس رو به امام صادق(ع) کرد و گفت: اى ابوعبدالله! این ابوحنیفه است! ... سپس رو به من کرده و گفت: اى ابوحنیفه! پرسش‌هایت را مطرح کن! و من نیز می‌پرسیدم و ‌حضرتشان پاسخ می‌داد و می‌گفت: شما چنین می‌گویید، اهل مدینه چنان می‌گویند و ما نیز این‌گونه می‌گوییم ... و به این ترتیب به هر چهل پرسش، پاسخ گفت». اینجا بود که ابوحنیفه سر تعظیم فرو آورده و گفت: «داناترین مردم آگاه‌ترینشان به اختلاف‌نظرها است».[9]
5. در گزارشی دیگر ابوحنیفه اعلام کرده که اگر جعفر بن محمد(ع) نبود، مردم نمی‌دانستند که چگونه حج خویش را بجا آورند.[10]
6. در منابع متأخرتر نیز گزارش شده که ابوحنیفه دو سال با امام صادق(ع) ارتباط داشته و در ارزیابی خود از این مدت، بیان داشته که «لو لا السنتان لهلک نعمان»؛ اگر آن دو سال نبود، ابوحنیفه هلاک می‌شد![11]
 

[2]. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، محقق، تدمرى، عمر عبدالسلام، ج 9، ص 89، بیروت، دارالکتاب العربى، چاپ دوم، 1413ق؛ طبرى، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، ص 22، قم، بعثت‏، چاپ اول، 1413ق‏؛ صفدى، خلیل بن ایبک‏، الوافی بالوفیات‏، محقق، ریتر، هلموت، ج 11، ص 127، بیروت، دار النشر فرانز شتاینر، چاپ دوم، 1401ق.
[3]. صدوق، محمد بن على، علل الشرائع‏، ج 1، ص 88 - 89، قم، کتاب‌فروشى داورى‏، چاپ اول، 1385ش.
[4]. توبه، 74.
[5]. توبه، 59.
[6]. محمد، 24.
[7]. مطففین، 14.
[8]. کراجکى، محمد بن على‏، کنز الفوائد، محقق نعمة، عبدالله‏، ج 2، ص 36 – 37، قم، دارالذخائر، چاپ اول، 1410ق‏.
[9]. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏4، ص 255، قم، علامه، چاپ اول‏، 1379ق؛ حلى، رضى الدین على بن یوسف‏، العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص 153، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى‏، چاپ اول‏، 1408ق؛ قاضى نور الله مرعشی‏، احقاق الحق و ازهاق الباطل‏، ج 28، ص 448، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چاپ اول، 1409ق‏.
[10]. صدوق، محمّد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 519، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ دوم‏، 1413ق.
[11]. احقاق الحق و ازهاق الباطل‏، ج 28، ص 443‏؛ شکری آلوسی، محمود، مختصر التحفة الاثنی عشریة، ص 8، قاهره، المطبعة السلفیة، 1373ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها