جستجوی پیشرفته
بازدید
20317
آخرین بروزرسانی: 1396/09/21
خلاصه پرسش
در مورد زندگی «جُون» غلام سیاه پوست «ابوذر غفاری» که در کربلا به شهادت رسید، توضیحات بیشتری ارائه کنید؟
پرسش
غلام سیاهی که در کربلا حضور داشت و برای رفتن به نبرد اصرار می‌کرد و بعد از شهادتش سفید می‌شود، داستانش چه بوده است؟ آیا این جریان سفید شدنش اعتبار دارد؟
پاسخ اجمالی
«جون (یا: جُوَین) بن حُوَیّ» از مَوالیان[1] ابوذر بود.[2] برخی منابع تاریخی، نام او را «حویّ مولى أبی‌ذر» ذکر کرده‌اند.[3] نام وی در زمره شهدا و چهره‌های حماسه آفرین کربلا دیده می‌شود.[4] او غلامی سیاه[5] و اهل نوبه[6] بود.
در مورد زندگی «جون» قبل از واقعه کربلا، گزارشی در برخی کتب معاصر وجود دارد که مستند به منبع معتبری نشده است:[7]
امیرالمؤمنین علی(ع) «جون» را از فضل بن عبّاس خریداری و به ابوذر هدیه کرد. وی تا هنگام تبعید ابوذر و در تبعیدگاه (ربذه)، در کنار او بود. پس از وفات ابوذر در سال 32 هجری، جون به مدینه برگشت و در خدمت امام علی(ع)، سپس در خدمت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) قرار گرفته و در خانه امام سجاد(ع) زندگی می‌کرد. او همراه امام حسین(ع) و اهل بیتش از مدینه به سوی کربلا روانه شد و در زمره یاران آن‌حضرت قرار گرفت.[8]
با این وجود، در منابع معتبر، گزارش‌هایی از رشادت‌های او در حماسه عاشورا وجود دارد:
حضرت على بن الحسین(ع) می‌فرماید: «من در آن شبى که پدرم فرداى آن کشته شد نشسته بودم و عمه‌ام زینب نیز نزد من بود و از من پرستارى می‌کرد، در آن هنگام پدرم به خیمه خویش رفت و جوین‏ غلام أبوذر غفارى نیز نزد او سرگرم اصلاح شمشیر آن‌حضرت بود».[9]
جون، در روز عاشورا، وقتی جنگ شدت گرفت، نزد امام حسین(ع) آمد و اجازه خواست تا به نبرد برخیزد، ولی امام به او اجازه نداد و فرمود: «من به تو اجازه می‌دهم که از این سرزمین بروی و جان خود را حفظ کنی؛ زیرا به تصور عافیت و خوشی همراه ما آمدی، پس خود را درگیر گرفتاری‌های ما نکن!» جون گفت: ای پسر پیامبر! آیا سزاوار است که من در زمان خوشی و نعمت، نان‌خور شما باشم، ولی در سختی‌ها شما را تنها بگذارم؟! درست است که بوی بد، نژاد پست و رنگ سیاه دارم، ولی شما بر من منّت بگذار و مرا به آسایش جاویدان بهشتی برسان تا بدنم خوشبو، نژادم شریف، و رویم سفید شود. نه، هرگز! به خدا قسم از شما دور نمی‌شوم تا این‌که خون خویش را با خون پاک شما درآمیزم![10]
بعد از اصرار فراوان، امام به او اجازه داد و جون به میدان رهسپار شد و این‌چنین شروع به رجزخوانی نمود:
«کیْفَ‏ یَرَى الْفُجَّارُ ضَرْبَ الْأَسْوَدِ
بِالْمَشْرَفِیِّ الْقَاطِعِ الْمُهَنَّدِ
بِالسَّیْفِ صَلْتاً عَنْ بَنِی مُحَمَّدٍ
أَذُبُّ عَنْهُمْ بِاللِّسَانِ وَ الْیَد
أَرجو بِذلِک الفَوزِ عِندَ المَوردِ
مِن الإلهِ الأحَدِ المُوَحَّدِ
إذ لا شَفیعَ عندَه کَأحمَدِ»؛[11]
یعنى، این مردم تبه‌کار! ضربت غلام سیاه را چگونه مى‏بینند؟ که شمشیر بُرنده مشرفى و هندى را بکار مى‏برد.
با شمشیرى برنده براى فرزندان محمّد (ص) مى‏جنگم و با زبان و دست از ایشان دفاع می‌نمایم.
امیدوارم این عمل در روز ورود به محشر از طرف خداى یگانه باعث رستگارى من شود.
زیرا شفیعى نظیر احمد (ص) نزد خدا نیست.
به گفته برخی از مورّخان، او 25 تن از دشمنان را به هلاکت رساند و سپس خود به شهادت رسید.[12]
امام حسین(ع) در کنار جنازه او ایستاد و گفت: «خدایا! صورتش را سفید گردان؛ بوی او را پاکیزه و خوشبو گردان؛ او را با محمّد(ص) محشور کن و میان او و خاندان پیامبر آشنایی برقرار ساز».[13]
امام باقر(ع) از پدرش امام زین العابدین(ع) نقل می‌کند که؛ پس از گذشت ده روز از شهادت جون، وقتی بدنش را یافتند، بوی مُشک از آن به مشام می‌رسید.[14]
بر این اساس، به مشام رسیدن بوی خوش از پیکر آن‌جناب در برخی گزارش‌ها وجود دارد، اما این‌که صورتش در همین دنیا سفید شود، گزارش معتبری در مورد آن نیافتیم. البته از برخی روایات بر می‌آید، هر انسان سیاه‌پوستی که در قیامت به بهشت راه یابد، رنگش سفید گشته و با ظاهری زیبا وارد بهشت برین خواهد شد.[15]
در پایان ذکر این مطلب نیز خالی از لطف نیست که در زیارت ناحیه نیز به این سرباز فداکار سیاه پوست نورانی چنین سلام داده شده است: «اَلسَّلامُ عَلی جُونِ بْنِ حَرِی مَوْلی اَبی‌ذَرِ الْغَفّارِی».[16]
 

[1]. «مَوالی» جمع «مولی» و در اصطلاح، به افراد غیر عرب اطلاق می‌شده‌ است؛ جهت آگاهی بیشتر، ر. ک: نمایه 39393 (ایرانیان در حماسه عاشورا).
[2]. طوسى، محمد بن حسن‏، رجال الطوسی‏، ص 99، قم، مؤسسة النشر الاسلامی‏، چاپ سوم‏، 1373ش؛ حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال، ص 93، دانشگاه تهران‏، چاپ اول‏، 1342ش؛ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ‏2، ص 93، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏45، ص 71، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[3]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏5، ص 420، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ‏3، ص 196، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏8، ص 177، بیروت، دار الفکر، 1407ق.
[4]. ابن داود، الرجال، ص 93؛ انساب الاشراف، ج ‏3، ص 196.
[5]. «حویّ مولى أبی ذر الغفاری و کان أسود»؛ ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ج ‏5، ص 108، بیروت، دار الاضواء، 1411ق.
[6]. منطقه‌ای اسـت در سودان و نام قبلی آن دُمْقُله بوده است؛ ر. ک: یاقوت الحموی، معجم البلدان، ج 4، ص 246، مصر، موقع الوراق، بی‌تا.
[7]. سید محسن امین در این‌باره می گوید: «فی کتاب لبعض المعاصرین- و لم یذکر مستنده و لا یعتمد على نقله- انه...»؛ امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، ج ‏4، ص 296، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، 1403ق.
[8]. مامقانى، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج ‏16، ص 316 – 317، قم، موسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث، چاپ اول، 1431ق.
[9]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ‏2، ص 93؛ تاریخ الطبری‏، ج 5، ص420.
[10]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 108، تهران، جهان، چاپ اول، 1348ش؛ ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص 63، قم، مدرسه امام مهدى، چاپ سوم، 1406ق.
[11]. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبی طالب (ع)، ج ‏4، ص103، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق؛ بحار الأنوار، ج ‏45، ص 23.
[12]. مناقب آل أبی طالب(ع)، ج ‏4، ص 103؛ قمى، شیخ عباس، نفس المهموم، ص 263، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ اوّل‏، 1421ق‏.
[13]. «اَللَّهُمَّ بَیضْ وَجْهَهُ، وَ طَیبْ رُیحَهُ، وَ احْشُرْهُ مَعَ الْاَبْرارِ، وَ عَرِّفْ بَینَهُ وَ بَینَ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ»؛ حسینى موسوى، محمد بن أبی‌طالب، تسلیة المُجالس و زینة المَجالس(مقتل الحسین)،  ج ‏2، ص 293، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، قم، چاپ اول، 1418ق؛بحار الانوار، ج 45، ص 23؛  أعیان الشیعه، ج 1، ص 605.
[14]. تسلیة المجالس و زینة المجالس(مقتل الحسین)، ج ‏2، ص 293؛ بحارالانوار، ج 45، ص 23.
[15]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 8، ص 410، ح 9826، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، 1408ق؛ جهت آگاهی بیشتر، ر. ک: نمایه 5995 (قرآن و  نژادهای مختلف (رنگین پوست‌ها).
[16]. ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فى السنة، ج ‏3، ص 78، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، 1376ش.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها