جستجوی پیشرفته
بازدید
35483
آخرین بروزرسانی: 1391/04/21
خلاصه پرسش
اوامر ارشادی و مولوی را تعریف کنید و آیا ارشادی بودن امر، منافات با وجوب آن دارد؟
پرسش
در یک متن علمی می خواندم که «ارشادی بودن امر منافات با وجوب آن ندارد، زیرا حکم یک امر ارشادی تابع مرشد الیه است، که اگر ارشاد به واجب شده باشد، آن امر ارشادی هم واجب می شود». در حالی که اصل تقسیم امر، به مولوی و ارشادی بر مبنای وجوب و عدم است؟ چطور ممکن است یک حکم ارشادی، واجب باشد؟ اگر می شود مثالی بزنید؟
پاسخ اجمالی

امر ارشادی، در واقع، خبر و توجه دادن مکلّف است به منافع و مصالحی که در متعلّق آن وجود دارد. بنابر این، خود اوامر ارشادی از سوی شارع مقدّس در بر دارندۀ الزام به چیزی نیستند، بلکه در الزام داشتن و یا الزام نداشتن تابع آن چیزی هستند که خبر از وجود مصلحت در آن داده شده است. پس اگر مصلحت در آن چیز به قدری باشد که دست یابی آن –به حکم عقل- ضروری و لازم باشد، پیروی از امر ارشادی نیز لازم و واجب خواهد بود؛ مانند امر به اطاعت در آیۀ شریفۀ «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُول‏» ارشاد است نسبت به انجام واجبات الاهی – همچون «أَقیمُوا الصَّلاةَ» (خطاب مولوی)- که دارای اثر و منفعت است؛ در این صورت، دستیابی و رسیدن به اثر و مصلحت در مُرشَدٌ اِلَیه (یعنی نماز) به حکم این امر ارشادی، ضروری و واجب است. و اگر استیفای مصلحت در «مرشد الیه» ضروری و لازم نباشد؛ مانند امر «اطیعوا» از سوی شارع به ارشاد و سفارش به دست یافتن و توجه دادن به مصلحت در نافلۀ شب؛ در این صورت، انجام و امتثال امر ارشادی لازم و واجب نخواهد بود، بلکه حمل بر استحباب می شود.

بنابراین، ارشادی بودن امر، منافات با لزوم آن ندارد، در جایی که متعلق ارشاد (مرشد الیه)، مصلحت ملزمه و دست یابی به آن واجب باشد؛ زیرا عقل، لزوم امتثال امر شارع را -در خطابی که از او صادر شده است- درک می نماید، و محتوای خطاب را امتثال و اطاعت می کند.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ، نخست اوامر مولوی و ارشادی را معنا می کنیم.

مفهوم شناسی

الف. اوامر مولوی: در اصطلاح اصول فقه، اوامر مولوی، به آن دسته از دستورات الاهی گفته می شود که شارع مقدس به عنوان مولا به انگیزۀ بر انگیختن مکلّف بر فعل، آن امر را صادر کرده است؛[1] مانند امر به نماز.

ویژگی های اصلی اوامر مولوی عبارت اند از:

1. جهت صدور امر مولوی، مولویّت است، نه ارشادیت و ناصح بودن.[2]

2. امتثال و انجام امر مولوی دارای ثواب است و مخالفت و عصیان آن -در صورتی که از قسمِ وجوبی باشد[3]- عقاب و عذاب دارد.[4]

ب. اوامر ارشادی: اوامر ارشادى -در برابر اوامر مولوى- به دستوراتی گفته مى ‌شود که به انگیزۀ برانگیختن مکلّف بر انجام مأمورٌ به نیست، بلکه به انگیزۀ ارشاد و هدایت او به مصلحت موجود در مأمورٌ به از سوى شارع مقدس صادر می شود. در واقع، یک نوع آگاهی دادن مکلّف به آثار و منافعی است که در انجام امر ارشادی وجود دارد؛ همچون اوامر پزشک نسبت به بیمار.[5]

ویژگی های اصلی اوامر ارشادی عبارتند از:

1. صدور امر ارشادی از سوى شارع تنها به جهت ناصح و مرشد بودن است؛ و وجوب اطاعت و حرمت معصیت در اوامر لزومی ارشادی، از ادراکات عقل عملی[6] (یعنی در مقام امتثال) است، نه این که این وجوب، از شارع مقدس به عنوان مولویّت صادر شده باشد. این عقل است که درک می کند در مواقعی که شارع به منفعت و یا ضرر و زیان چیزی ارشاد و گوشزد فرموده، به آن اعتنا کرده و پیروی نمود.[7]

2. بر موافقت و یا مخالفت امر ارشادى ثواب و عقابى مترتّب نمى‌ شود و حکم ارشادى از این جهت تابع متعلّق خود است؛ بدین معنا که در صورت ثبوت متعلّق در واقع و امتثال مکلّف، خاصیت و نفع آن و در صورت مخالفت، ضرر و مفسدۀ آن به او مى ‌رسد، و اگر متعلّق در واقع ثابت نباشد، چیزى بر امتثال یا مخالفت مترتّب نمى ‌شود. برخلاف امر و نهى مولوى؛ مانند امر به نماز که بر امتثال آن علاوه بر درک مصلحت، ثواب اطاعت امر یا نهى، و بر مخالفت علاوه بر فوت مصلحت آن، عقابِ مخالفت امر یا نهى نیز مترتّب مى ‌شود.[8]

منافات نداشتن امر ارشادی با وجوب

اکنون – با توجه به تعریف امر ارشادی و خصوصیّات آن- در پاسخ به پرسش مطرح شده گفته می شود که:

نام گذاری امر، بر امر ارشادی به معنای حقیقی نیست، بلکه به امر ارشادی از جهت شکل و صورت امر می گویند، ولی در واقع، خبر و توجه دادن مکلّف است به منافع و مصالحی که در متعلّق آن است. بنابر این، خود اوامر ارشادی از سوی شارع مقدّس در بر دارندۀ الزام به چیزی نیستند، بلکه در الزام داشتن و یا الزام نداشتن تابع آن چیزی هستند که خبر از وجود مصلحت در آن داده شده است. پس اگر مصلحت در آن چیز به قدری باشد که دست یابی آن –به حکم عقل- ضروری و لازم باشد، پیروی از امر ارشادی نیز لازم و واجب خواهد بود؛ مانند دستورات پزشک به مریض مبنی بر نوشیدن دارویی که جهت سلامت بدن و نجات او از مرگ، ضروری است و یا مانند امر به اطاعت در آیۀ شریفۀ «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُول‏»[9] ارشاد است[10] نسبت به انجام واجبات الاهی – همچون «أَقیمُوا الصَّلاةَ»[11]- که دارای اثر و منفعت است؛ در این صورت، دستیابی و رسیدن به اثر و مصلحت در مُرشَدٌ اِلَیه (یعنی نماز) به حکم این امر ارشادی، ضروری و واجب است.

و اگر استیفای مصلحت در «مرشد الیه» ضروری و لازم نباشد؛ مانند امر پزشک به نوشیدن دارو جهت نشاط آوردن و یا امر «اطیعوا» از سوی شارع به ارشاد و سفارش به دست یافتن و توجه دادن به مصلحت در نافلۀ شب؛ در این صورت،  انجام و امتثال امر ارشادی لازم و واجب نخواهد بود، بلکه حمل بر استحباب می شود.[12]

بنابراین، ارشادی بودن امر، منافات با لزوم آن ندارد در جایی که متعلق ارشاد (مرشد الیه) واجب باشد؛ زیرا عقل، لزوم امتثال امر شارع را -در خطابی که از او صادر شده است- درک می نماید، و محتوای خطاب را امتثال و اطاعت می کند.

 

[1]. ر.ک: مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج 1، ص 293، انتشارات اسماعیلیان، چاپ پنجم، قم، بی تا؛ بروجردى، سید حسین، نهایة الأصول، مقرر: منتظری، حسینعلی، ص 557، نشر تفکر، چاپ اول، 1415ق.

[2]. صدر، سید محمد باقر، مباحث الأصول، مقرّر: حائری، سید کاظم، ج 4، ص 413، نشر مقرّر، 1408ق.

[3]. اوامر مولوی دارای دو قسم اند: الف. «اوامر وجوبی»؛ ب. «اوامر ندبی (استحبابی)». در اوامر ندبی موافقت با آن دارای ثواب است اما مخالفت با آن عقاب ندارد.

[4]. ر.ک: خمینى، سید مصطفى، تحریرات فی الأصول، ج 3، ص 159، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ اول، 1418ق.

[5]. ر.ک: موسوى تبریزى، میرزا موسی، أوثق الوسائل، ص 284، انتشارات کتبى نجفى، قم، چاپ اول، 1369ش؛ میرزاى رشتى، حبیب الله، بدائع الأفکار، ص 212، مؤسسه آل البیت(ع)، 1313ق؛ فیروزآبادى، سید مرتضی، عنایة الأصول، ج 4، ص 84 و 85، انتشارات فیروزآبادى، قم، چاپ چهارم، 1400ق.

[6]. احکام عقل انسانی بر دو بخش است: نظری و عملی. یک قسمت از کارهای عقل انسان، درک چیزهایی است که هست، این عقل نظری است. قسمت دیگر، درک چیزهایی است که باید انجام بدهیم، درک «بایدها»، اینها عقل عملی است؛ ر.ک: نمایۀ «حکمت نظری و حکمت عملی»، سؤال 507.

[7]. ر.ک: مباحث الاصول، ج 4، ص 413.

[8]. ر.ک: بدائع الأفکار، ص 212؛ غروى اصفهانی، محمد حسین، نهایة الدرایة، ج 1، ص 417، انتشارات سید الشهداء(ع)، چاپ اول، 1374ش.

[9]. نساء، 59.

[10]. بر فرض این که امر به اطاعت را، یک حکم عقلی بدانیم؛ شیخ انصارى، فرائد الأصول، ج 1، ص 360، دفتر انتشارات اسلامى، قم، بی تا؛ میرزای نائینى، محمد حسین، فوائد الأصول، ج 3، ص 120، چاپ ششم، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1417ق.

[11]. بقره، 43.

[12]. روحانی، سید محمد حسین، منتقى الأصول، مقرر: حکیم، سید عبد الصاحب، ج 4، ص 462 و 463، چاپخانه امیر، چاپ اول، 1413ق.‏

 

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها